حقوق بشر تطبیقی (جزوه درسی)

درس حقوق بشر تطبیقی[1]

جلسه 1: 1393/11/14

حدیث:- قال الامام علی(ع): الظّفر بالحزم و الحزم بإجالۀ الرّأی و الرّأی بتحصین الأسرار

موفقیت در دور اندیشی، دور اندیشی در تفکر صحیح، و تفکر صحیح در رازداری است.

نتیجه: عدم دور‌اندیشی، عمر انسان را تباه می‌کند، دنیا در نظرش خیلی کوچک و مشکلات را بدون راه حل می‌بیند.

مقدمه [2]

اصطلاحاتی مانند حق، حقوق بشر و مفاهیم مشابه آن، نه تنها در حقوق بلکه در سیاست و محاورات عرفی نیز به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد. از طرف دیگر، در عصری قرار داریم که مباحث ح.بشری، دغدغه ای جهانی است و بخش بزرگی از برنامه های داخلی و بین المللی را به خود اختصاص می دهد و اخبار حمایت یا نقض ح.ب، همه روزه در صدر اخبار جهان قرار دارد.

هرچند ح. ب و اصطلاحات مرتبط با آن نقش تسریع کننده را توسط افراد و نهادهای ح. بشری در راستای تحقق عدالت ایفا می کند، اما تفاوت برداشتها نسبت به حق و ح.ب همچنان به مثابه چالش جدی فراروی نظامهای حقوقی است. کتاب حقوق بشر دکتر سلیمی ص67.

چرا حقوق بشر؟ ضرورت بحث

حقوق بشر هم از مباحث اساسی است چون ارتباط عمیق با سرنوشت انسان دارد )و هم چالش‌انگیز، چون برداشت از انسان و حقوق بشر متفاوت است از طرف دیگر، تفکر حقوق بشر همزاد انسان است که در ادوار مختلف تاریخ دغدغه اصلی حکیمان و حقوقدادانان بوده است است. گفتیم تفکر حقوق بشر نه اصطلاح حقوق بشر، زیرا اولی با سابقه خود انسان همراه است ولی دومی فقط متولد قرن بیستم است.

برای چه ؟ هدف بحث: آشنایی اجمالی با مباحث تطبیقی حقوق بشر.

چگونه؟ روش بحث: تطبیقی

فلسفه پیدایش تفکر حقوق بشر

دوتا علت بیان شده است:

1-  مبارزه با خود کامگی دولت ها به عبارت دیگر تحدید قدرت روز افزون دولت ها به نفع ملت ها

2- دفاع از آزادیهای فردی ملت ها در برابر دولتها زیرا دولت ها همواره خواهان گسترش قدرت هستند و از طرفی هم قدرت مطلق فساد آور است. اما ملت ها خواهان آزادی است و آزادی مطلق نیز فساد آور است. یکی از مهمترین راهکارها اصلاح ترویج و توسعه تفکر حقوق بشر است. در برابری آزادی و قدرت، برد با قدرت است. از آنجاییکه روحیه عدالت خواهی و ظلم ستیزی امر فطری است، می‌توان تفکر حمایت ار حقوق بشر را همزاد انسان دانست.(ص28کتاب).

خاستگاه حقوق بشر

در باره خاستگاه و سیر تکاملی ح.ب دو تا رویکرد[3] اصلی و عمده وجود دارد:

رویکرد غربی

بر اساس این رویکرد، منشا پیدایش حقوق بشر روم و یونان باستان و تجدید حیات آن اروپای قرن بیستم است. درین رویکرد، فرهنگهای غیر غربی به رغم داشتن مفاهیم اخلاقی ارزشمند، با مفهوم حقوق بشر بیگانه تلقی می‌شوند. اگر پندار غربی بودن حقوق بشر صحیح باشد، ادعای جهانی بودن، چالش جدی فراروی آن خواهد بود.

یک: تاریخچه و سابقه حقوق بشردر غرب

زمینه های تاریخی حقوق بشر غرب را می توان در مراحل تاریخی ذیل برشمرد:

  1. دوران یونان باستان ص28

زمینه های تاریخی حقوق بشر غرب را می توان در دموکراسی یونان باستان[4] و در الواح دوازدهگانه[5] روم جستجو کرد. البته در بررسی تاریخی میراث دوران باستان در زمینه حقوق بشر، قانون حمورابی[6] و منشور کوروش کبیر[7] در شرق را نباید نادیده گرفت.

  1. - قرون وسطی[8](قرن 5- 15م) ص29

این دوره هزار ساله که با سقوط روم غربی در سال476م آغاز و تا فتح قسطنطنیه به دست امپراتوری عثمانی در سال1451م ادامه یافت، قرون تاریکی بوده است و چند تا مشخصه دارد:

  1.  گسترش آیین مسیحیت؛
  2.  توسعه قدرت کلیسا،
  3. استقرار نظام ارباب رعیتی،
  4.  محدودیت حقوق و آزادی‌های مردم به ویژه آزادی عقیده

نکته1: صدور منشور کبیر توسط پادشاه انگلستان، در سال 1215 میلادی، نقطه عطف در این دوره بوده است.

نکته2: دو حادثه مهم تاریخی درین دوره اتفاق افتاده است که بسیار تاثیرگذار بوده است:

یک: ظهوراسلام([9])- نقش اسلام در احیا و توسعه حقوق بشر، بسیار برجسته می نماید.

دو: جنگ ها صلیبی[10]- این جنگ خانمانسوز از سال 1270(-1096م) توسط فئودالهای اروپای به رهبری کلیسای مسیحی به منظور بازپس‌گیری بیت المقدس از مسلمانان شروع شد و به رغم کشتار وخسارتهای فراوان، در تماس دو تفکر و مباله تمدنی تاثیر فراوان داشت که از نظر ح.ب و ح. بین الملل دارای اهمیت زیاد است زیرا به روابط بین مسلمانان و مسیحیان شکل تازه‌ای بخشید.

  1. حاکمیت مطلق کلیسا

 این حاکمیت دارای اثرات مثبت و منفی بوده است. اثرات مثبت: ترویج دین آرام و اخلاق محور ، نوع دوست و عادل مسیحیت. اثر منفی: حقوق بشر توسط ارباب کلیسا به صورت جدی نقض می شد آنها در مسائل اعتقادی مردم از طریق تکفیر، تحریم، و توبه افراد گناهکار، موقعیت بسیار ضد انسانی را در اروپا بوجود آورده بودند . تفتیش[11] عقاید(انگزیسیون: محکمه تفتیش عقاید) یکی از سیاه کاریهای کلیسا در قرون وسطا است که به موجب آن، عقل در قید و بند و فکر اسیر و دانش عقیم ماند. اینها زمینه ای شد برای ظهور حقوق بشر زیرا که حقوق دانان و حکیمان در فکر این شدند که تدبیری بیاندیشند.

4. عصر پدیداری دولت مدرن وحقوق بشر

دولت مدرن از قرن شانزدهم مطرح شد؛ حاکمیت، جمعیت (جمعیت مشخص از طریق شناسنامه)، حکومت و سرزمین مشخص با مرزهای معین، چهار عنصر اساسی چنین دولتی به شمار می‌آید؛

در دولت مدرن، ملت همواره خواهان آزادی است و حکومت هم خواهان گسترش قدرت. آزادی مطلق مساوی با تهدید قدرت دولت و گسترش قدرت دولت، تحدید کننده آزادی مردم است؛ و لذا بین قدرت دولت و آزادی ملت جنگ مستمر و رویارویی دائمی وجود دارد.

 در این نبرد نابرابر، دولت همواره از قدرت بیشتری برخوردار بوده و آزادی مدنی مردم را محدود می‌نماید؛ برای حمایت از آزادی مردم تدبیری به نام حقوق بشر اندیشیده شد که دولت‌ها ملزم به اجرای آن است؛ از طرف دیگر آزادی مطلق، مساوی با هرج و مرج و فساد است چنانکه قدرت مطلق نیز فساد آور می‌باشد و لذا باید قدرت به نفع آزادی و آزادی به نفع قدرت محدود شود. در بحث آشتی بین این دو، حقوق بشر بزرگترین کنترل کننده‌ی قدرت و آزادی است که منجر به ساماندهی نظم اجتماعی می‌شود. ص33کتاب. اما از آنجاییکه دولت مدرن نتوانست حقوق بشر را رعایت کند، بحث حمایت بین المللی از ح.ب مطرح شد که در ذیل به آن بحث پرداخته می شود.

حمایت از حقوق انسان با اعطای حقوق بشر

 این مسئله را جان‌لاک (1632 ـ 1704) مطرح کرد و گفت: «انسان قادر است خود را از همه حقوق طبیعی که به عنوان یک موهبت طبیعی از آن بهره‌برداری می‌کند، محروم سازد. هیچ کس نمی‌تواند به دیگری قدرت و اختیار بیشتر از آن‌چه خود دارد، واگذار نماید و هیچ کس از قدرت مطلق نسبت به خود یا نسبت به دیگری به منظور نابودی حیات خود یا حیات و اموال دیگری برخوردار نیست. انسان نمی‌تواند خود را در اختیار قدرت بوالهوسانه دیگری قرار دهد.»؛[12] بشر دارای حقوق طبیعی برابری، آزادی و استقلال است که باید به او برگردانده شود.

 مونتسکیو نویسنده مشهور کتاب روح القوانین(1748م) اصل «تفکیک قوا» را مطرح کرد تا طرح این موضوع، جلو قدرت مطلق دولت را به نفع حقوق ملت بگیرد؛ در این طرح هرقوه‌ی، با وظایف تعریف شده، قوه دیگر را مهار می‌کند.[13] روسو، در راستای تکمیل اندیشه جان‌لاک، اندیشه قرارداد اجتماعی را مطرح کرد.[14]

حمایت بین الملی از حقوق بشر

جسله چهارم 1393/11/28

چرا حمایت بین الملی از حقوق بشر؟چرا این حمایت مطرح شد؟ زیرا همانطوریکه مطرح شد، دولتهای ملی نتوانستد چالشهای حقوق بشری را حل کنند. و اینجا بود که اندیشه حمایت بین الملی از حقوق بشر مطرح شد. این حمایت موجب شد که حقوق بشر به عنوان کنترل کننده رفتار دولت ملی مورد حمایت قرار بگیرد. و این اندیشۀ غالب، دولت ها را مجبور کرد که بحث حقوق بشر را در قوانین اساسی شان مطرح کنند.

طرح حقوق بشر در قانون اساسی کشورها

حقوق بشر برای اولین بار در قانون اساسی آمریکا و پس از آن در قانون اساسی فرانسه مطرح شد؛ فصل دوم قانون اساسی افغانستان نیز حقوق اتباع را با همین دیدگاه مطرح نموده است. نخستین قانون اساسی آمریکای شمالی تحت عنوان اعلامیه حقوق ویرجینیا (12 ژئن 1776) اندیشه‌های جان‌لاک را منعکس نمود و گفت: «همه انسان‌ها، بنا بر طبیعتشان، کاملا آزاد و مستقل هستند و از برخی حقوق ذاتی برخوردارند؛ حقوقی که وقتی در یک وضعیت اجتماعی به اجرا درمی‌آیند، نمی‌توان آن‌ها را با هیچ پیمانی سلب کرد یا نتایج آن‌ها را نادیده انگاشت؛ یعنی برخورداری از حیات، آزادی یا ابزارهای دست یابی و بهره‌برداری از اموال و کسب لذایذ و امنیت».

ماده 2 اعلامیه حقوق مردم و شهروند فرانسه (26 آگوست 1789)، با تأکید بر حقوق طبیعی، نوشت: «هدف کلیه اجتماعات سیاسی حقظ حقوق طبیعی، لایزال و تملک ناپذیر بشر است که عبارتند از: آزادی، مالکیت، امنیت، مقاومت در برابر ستم».

2. حقوق بشر در فاصله دو جنگ جهانی ص37

 الف: جنگ جهانی اول: (1918ـ 1914)

پیش از جنگ جهانی اول، حقوق بشر مطلقا، جزء صلاحیت داخلی دولتها تلقی می شد و سازوکارهای حمایتی نیز وجود نداشت. اما پس از جنگ جهانی اول وضعیت کاملا تغییر کرد زیرا سوء استفاده دولت‌ها از اختیاراتشان در زمینه‌ی نقض حقوق بشر، با این دو جنگ، آشکار شد و برای مهار چنین اقداماتی، نخستین گامهای در راستای حمایت از حقوق بشر در سطح بین المللی نیز برداشته شد؛

 اولین اقدام: یک: جامعه ملل بود

جامعه ملل به عنوان نخستین سازمان بین‌المللی عهده‌دار مسئولیت حفظ صلح و امنیت بین‌المللی ایجاد گردید تا از جنگ به عنوان بزرگترین تهدید علیه حیات و تمامیت جسمانی و روانی انسان پرهیز گردد.[15] میثاق جامعه ملل هرچند به موضوع حقوق بشر نپرداخته بود اما تضمین وجدان ومذهب ... را مورد تاکید قرار داده است. در ماده (5)2 این میثاق آمده است: «آزادی وجدان و مذهب باید تضمین شود و عادات مذموم نظیر «تجارت برده، قاچاق اصلحه و مشروبات الکلی» ـ سه عنوان کاملا متفاوت که به صورت بی‌نظیری با یدیگر جمع شده‌اند ـ باید ممنوع شوند».[16]میثاق مزبور، سعی در رفع ستم‌های داشت که در بعضی کشورها این امور از رفتارهای متداول و پذیرفته شده دولت‌ها علیه ملت‌هایشان بود.

دو: تحول جدید دیگر- ایجاد نظامی برای حمایت از اقلیت ها بود که در کنفرانس صلح 1919 پاریس این مسئله مطرح شد.

ب: جنگ جهانی دوم[17](1945ـ 1939)

نکته: در فاصله دو جنگ جهانی، آرمان تاسیس جهانی فارغ از تهدید و نیاز، هوادران بسیاری یافت و منشور ملل متحد به تصویب رسید.

 نتایج این جنگ:

 1ـ عبرت‌گیری و عدم رخ‌دادن جنگ جهانی سوم

 2ـ تصویب و تأسیس سازمان ملل متحد در سال 1945م

3ـ تصویب منشور[18]و اعلامیه[19] جهانی حقوق بشر. این اعلامیه قطعنامه است که در تاریخ دهم دسامبر 1948م برابر با 19/9/1327ش در شهر پاریس فرانسه به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید. در آن زمان سازمان ملل متحد دارای 56عضو بود که 48عضو به آن اعلامیه رای مثبت دادند اما 8 کشور بلاروس، چکسلواکی، لهستان، عربستان، آفریقای جنوبی، اوکراین، شوروی و یوگسلاوی به آن رای ممتنع دادند.   بنابر این هیج کشوری با آن مخالفت نکرد. و برای نخستین بار در تاریخ بشر، سندی پدید آمد که حقوقی را برای انسان از آن جهت که انسان است فارغ از نژاد، رنگ، جنس، زبان و.... اعلام و برسمیت شناخت و بدین ترتیب فصل جدیدی رقم خورد. ص40.

 -4 تصویب میثاقین بین‌المللی حقوق بشر( میثاق حقوق مدنی و سیاسی، 1966، و میثاق حقوق فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی)

5- انعقاد اسناد بین‌المللی حقوق بشر

جنایاتی که در غرب، خصوصا توسط نازی‌ها، انجام گرفت زمینه را برای درک جدیدی از رابطه بین دولت و افراد تابع آن و جامعه بین‌المللی فراهم نموده این ادعا را که طبق قانون، «افراد تحت صلاحیت انحصاری دولت متبوعشان است»، باطل ساخت و راه را برای حمایت‌های بین‌المللی از حقوق بشر باز کرد.[20]

دو: سابقه و تاریخچه[21] حقوق بشر در اسلام

بر عکس پندار غربیان، اندیشه‌ی حقوق بشر و تفکر حمایت از آن دارای سابقۀ جهانی در ادیان الهی، بخصوص اسلام است که درین صورت می توان تفکر حمایت از حقوق بشر را همزاد انسان دانست.

 اسلام زیباترین، پرشورترین و حیاتی‌ترین شعار حمایت از حیات بشر داده است؛ کدام دین، فلسفه و اندیشه‌ی بشردوستانه گفته است که کشتن یک نفس برابر با کشتن تمام بشریت است؟[22].

 تلاش انبیای الهی برای تحقق عدالت اجتماعی، رفع امتیازات طبقاتی و برپایی قسط و عدل، از اهداف اصلی انبایی الهی بوده و نقش بسیار موثری در ترویج حقوق بشر داشته و دارند.[23]مبارزه ابراهیم خلیل در برابر نمرود، پیکار حضرت موسی ع با فرعون، تلاش حضرت عیسی ع در برابر انحراف و استبداد یهود وقیام حضرت محمد ص در مقابل مشرکان، الگوهای تاریخ سازی‌اند که می‌توانند الهام بخش نهضت ح.ب در دوران معاصر قرار گیرند.ص46.

 از دیدگاه تاریخی، ظهور اسلام یکی از مهمترین حوادث اجتماعی قرون وسطا(دوره رکود فرهنگ) است. اگر آموزه های الهی، قوانین زرتشت، و کنفوسیوس حکیم، و بویژه قانون اسلام را از این دوره حذف کنیم، رکود واقعی آنگاه خوب آشکار می گردد. ص47.

وضعیت حقوق بشر در آستانه ظهور اسلام از منظر قرآن

 حقوق بشر در اسلام منشا وحیانی دارد و قرآن نقطه عطفی در شکل گیری تفکر حمایت از انسان و آغاز تدوین حقوق بشر در اسلام است ص 63. برای درک نقش اسلام در در احیا و توسعه حقوق بشر لازم است به وضعیت حقوق بشر در صدر اسلام و عصر ظهور، اشاره نماییم؛[24] قرآن می گوید: فلسفه نزول قرآن هدایت است: الله یخرجهم.. انا هدیناه السبیل..؛ تمدن اسلام در هدف و معنی جهانی بود؛[25] آیاتی که اوضاع تاریک و فرهنگ اجتماعی عرب آن زمان را بیان می‌کند هم درمان روحیات، عادات و اخلاق بیمارگونه مردم آن زمان بوده و نیز راهکارهای است برای تحقق کرامت انسانی برای همه مردم در طول تاریخ. در آیات 151-153 سوره انعام می خوانیم:

«قل تعالوا اءتل ما حرم ربکم علیکم أ لا تشرکوا به شیا و بالولدین إ حسنا و لا تقتلوا أ ولدکم من إ ملق نحن نرزقکم و إ یاهم و لا تقربوا الفوحش ما ظهر منها و ما بطن و لا تقتلوا النفس التى حرم الله إ لا بالحق ذلکم وصئکم به لعلکم تعقلون (151)

 و لا تقربوا مال الیتیم إ لا بالتى هى أ حسن حتى یبلغ أ شده و أ وفوا الکیل و المیزان بالقسط لا نکلف نفسا إ لا وسعها و إ ذا قلتم فاعدلوا و لو کان ذا قربى و بعهد الله أ وفوا ذلکم وصئکم به لعلکم تذکرون (152)

 و أ ن هذا صرطى مستقیما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله ذلکم وصئکم به لعلکم تتقون» (153)

ترجمه :

 151 بگو(ای پیامبر ص) بیائید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم : اینکه چیزى را شریک خدا قرار ندهید، و به پدر و مادر نیکى کنید، و فرزندانتان را از (ترس ) فقر نکشید، ما شما و آنها را روزى مى دهیم ، و نزدیک کارهاى زشت و قبیح نروید چه آشکار باشد چه پنهان ، و نفسى را که خداوند محترم شمرده به قتل نرسانید، مگر به حق (و از روى استحقاق ) این چیزى است که خداوند شما را به آن سفارش کرده ، تا درک کنید.

 152 - و به مال یتیم جز به نحو احسن (و براى اصلاح ) نزدیک نشوید تا به حد رشد برسد، و حق پیمانه و وزن را به عدالت ادا کنید، هیچکس را جز به مقدار، توانائى تکلیف نمى کنیم ، و هنگامى که سخنى مى گوئید عدالت را رعایت نمائید حتى اگر در مورد نزدیکان بوده باشد، این چیزى است که خداوند شما را به آن سفارش مى کند تا متذکر شوید.

 153 - و اینکه این راه مستقیم من است از آن پیروى کنید و از راههاى مختلف (و انحرافى ) پیروى نکنید که شما را از راه حق دور مى سازد، این چیزى است که خداوند شما را به آن سفارش مى کند تا پرهیزگار شوید.

در اینجا به چند نکته باید توجه کرد:

 1 - شروع از توحید و پایان به نفى اختلاف - قابل ملاحظه اینکه در این دستورات دهگانه ، نخست از تحریم شرک شروع شده است که در واقع سرچشمه اصلى همه مفاسد اجتماعى و محرمات الهى است ، و در پایان نیز به نفى اختلاف که یکنوع شرک عملى محسوب میشود، پایان یافته است .این موضوع اهمیت مساله توحید را در همه اصول و فروع اسلامى روشن میسازد که توحید تنها یک اصل دینى نیست بلکه روح تمام تعلیمات اسلام میباشد.

 2 - تاءکیدهاى پى در پى - در پایان هر یک از این آیات سه گانه به عنوان تاکید جمله ذلکم وصاکم به ، (این چیزى است که خداوند شما را به آن توصیه میکند) آمده است ، با این تفاوت که در آیه اول با جمله لعلکم تعقلون و در آیه دوم با جمله لعلکم تذکرون و در جمله سوم با جمله لعلکم تتقون ختم شده است .

 و این تعبیرات مختلف و حساب شده گویا اشاره به این نکته است که نخستین مرحله به هنگام دریافت یک حکم، (تعقل) و درک آن است ، مرحله بعد، مرحله یادآورى و (تذکر) و جذب آن مى باشد و مرحله سوم که مرحله نهائى است ، مرحله عمل و پیاده کردن و (تقوا) و پرهیزگارى است .

 درست است که هر کدام از این جمله هاى سه گانه بعد از ذکر چند قسمت از ده فرمان فوق آمده است ولى روشن است که این مراحل سه گانه اختصاص به احکام معینى ندارد، زیرا هر حکمى تعقل و تذکر و تقوا و عمل لازم دارد، بلکه در حقیقت رعایت جنبه هاى فصاحت و بلاغت ایجاب کرده که این تاکیدات در میان آن احکام ده گانه پخش گردد.

 3 - فرمانهاى جاویدان - شاید نیاز به تذکر نداشته باشد که این فرمانهاى دهگانه اختصاصى به آئین اسلام ندارد بلکه در همه ادیان بوده است ، اگر چه در اسلام به صورت گسترده ترى مورد بحث قرار گرفته است ، و در حقیقت همه آنها از فرمانهائى است که عقل و منطق به روشنى ، آنها را درک مى کند، و به اصطلاح از (مستقلات عقلیه ) است و لذا در قرآن مجید در آئین انبیاى دیگر نیز این احکام کم و بیش دیده مى شود.

4 - چگونه این چند آیه چهره مدینه را تغییر داد ؟!

 در بحارالانوار و همچنین در کتاب اعلام الورى داستان جالبى دیده مى شود که از تاثیر فوق العاده آیات فوق در نفوس شنوندگان حکایت مى کند و ما این

 جریان را طبق نقل بحار الانوار از على بن ابراهیم به طور خلاصه ذیلا مى آوریم :

(اسعد بن زراره ) و (ذکوان بن عبد قیس ) که از طایفه (خزرج ) بودند، به مکه آمدند در حالى که میان طایفه (اوس ) و (خزرج ) جنگ طولانى بود و مدتها شب و روز سلاح بر زمین نمى گذاشتند، و آخرین جنگ آنها روز (بعاث ) بود که در آن جنگ طایفه اوس بر خزرج پیشى گرفت ، به همین جهت اسعد و ذکوان به مکه آمدند تا از مردم مکه پیمانى بر ضد طایفه اوس ‍ بگیرند، هنگامى که به خانه (عتبة بن ربیعه ) وارد شدند و جریان را براى او گفتند در پاسخ گفت :

 شهر ما از شهر شما دور است ، مخصوصا گرفتارى تازه اى پیدا کرده ایم که ما را سخت به خود مشغول داشته ، (اسعد) پرسید چه گرفتارى ؟ شما که در حرم امن زندگى دارید.

(عتبه ) گفت : مردى در میان ما ظهور کرده که مى گوید: فرستاده خدا هستم ! عقل ما را ناچیز مى شمرد و به خدایان ما بد مى گوید، جوانان ما را فاسد و اجتماع ما را پراکنده نموده است !

(اسعد) پرسید این مرد چه نسبتى به شما دارد؟ گفت : فرزند عبدالله بن عبدالمطلب و اتفاقا از خانواده هاى شریف ما است

(اسعد) و (ذکوان ) در فکر فرو رفتند و به خاطرشان آمد که از یهود مدینه مى شنیدند به همین زودى پیامبرى در مکه ظهور خواهد کرد، و به مدینه هجرت خواهد نمود.(اسعد) پیش خود گفت : نکند این همان کسى باشد که یهود از او خبر مى دادند.

 سپس پرسید او کجاست ؟

(عتبه ) گفت در حجر اسماعیل کنار خانه خدا هم اکنون نشسته است.  آنها در دره اى از کوه محاصره هستند و تنها در موسم حج و عمره ماه رجب آزادى مى یابند، و وارد جمعیت مى شوند ولى من به تو توصیه مى کنم به سخنان او گوش مده و یک کلمه با او حرف مزن که او ساحر غریبى است . - و این در ایامى بود که مسلمانان در شعب ابى طالب محاصره بودند.

 اسعد رو به عتبه کرد و گفت پس چه کنم ؟ محرم شده ام و بر من لازم است که طواف خانه کعبه کنم ، تو به من مى گوئى به او نزدیک نشوم ؟!(عتبه ) گفت : مقدارى پنبه در گوشهاى خود قرار بده تا سخنان او را نشنوى ! اسعد وارد مسجدالحرام شد، در حالى که هر دو گوش خود را با پنبه سخت بسته بود، و مشغول طواف خانه کعبه شد در حالى که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) با جمعى از بنى هاشم در حجر اسماعیل در کنار خانه کعبه نشسته بودند.

 او نگاهى به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) کرد و به سرعت گذشت ، در دور دوم طواف با خود گفت : هیچکس احمقتر از من نیست !، آیا مى شود یک چنین داستان مهمى در مکه بر سر زبانها باشد و من از آن خبرى نگیرم و قوم خود را در جریان نگذارم ؟!، به دنبال این فکر، دست کرد پنبه ها را از گوش بیرون آورد و به دور افکند و در جلو پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) قرار گرفت و پرسید به چه چیز ما را دعوت مى کنى ؟

 پیامبر (ص) فرمود: به شهادت به یگانگى خدا و اینکه من فرستاده اویم و شما را به این کارها دعوت مى کنم و سپس آیات سه گانه ، فوق که مشتمل بر دستورات دهگانه بود تلاوت کرد. هنگامى که اسعد این سخنان پرمعنى و روح پرور را که با نهاد و جانش آشنا بود شنید، به کلى منقلب شد و فریاد زد اشهد ان لا اله الا الله و انک رسول الله .

 اى رسول خدا پدر و مادرم فداى تو باد، من اهل یثربم ، از طایفه خزرجم ، ارتباط ما با برادرانمان از طایفه اوس بر اثر جنگهاى طولانى گسسته ، شاید خداوند به کمک تو این پیوند گسسته را برقرار سازد.

 اى پیامبر! ما وصف ترا از طایفه یهود شنیده بودیم و همواره ما را از ظهور تو بشارت مى دادند و ما امیدواریم که شهر ما هجرتگاه تو گردد، زیرا یهود از کتب آسمانى خود چنین به ما خبر دادند، شکر مى کنم که خدا مرا به سوى تو فرستاد، به خدا سوگند جز براى بستن پیمان جنگى بر ضد دشمنان به مکه نیامده بودم ، ولى خداوند مرا به پیروزى بزرگترى نائل کرد.

 سپس رفیق او (ذکوان ) نیز مسلمان شد و هر دو از پیامبر (ص) تقاضا کردند مبلّغى همراه آنها به مدینه بفرستد تا به مردم تعلیم قرآن دهد و به اسلام دعوت نماید و آتش جنگها خاموش گردد، پیامبر (ص) (مصعب بن عمیر) را همراه آنها به مدینه فرستاد و از آن زمان پایه هاى اسلام در مدینه گذاشته شد و چهره مدینه دگرگون گشت .

 آیات 151ـ 153 سوره انعام[26] حقوق زیر را برای انسان بیان کرده است: 

1ـ حق توحید: شرک مانع حقوق بشر است؛ قرآن می‌گوید ائمه کفر را بکشید زیرا آن‌ها پیمان توحید را شکسته و خود را خدا معرفی کرده‌اند کسی که پیمان الهی را بشکند به مردم خدمت نمی‌تواند؛

2ـ حق احسان به والدین: این حق پایه تربیت انسان‌ها است قرآن تعبیر والدین و مادران را مطرح کرده است نه زن‌ها را، زیرا چه بسا زنانی ازدواج کنند و بچه بیاورند اما صفت مادری را نداشته باشند. اهتمام به ادای حق احترام به والدین ضمانت اجراهای عینی در زندگی این دنیا و دنیای دیگر دارد؛

3ـ تأمین حقوق کودک به‌ویژه حق حیات: پیامبر فرمود: در آیین من، کشتن فرزند به هر دلیلی[27]، ممنوع است. پزشکی به فرزندانش می‌گفت: بچه‌ها، من از دولت سر شما نان می‌خورم، این اوج خدا باوری است که هرکسی را خدا خلق کند او روزی می‌دهد؛ حق تربیت و تعلیم از حقوق اولاد است؛

4ـ حق تعلیم و تربیت؛ خودش فرمود، مبعوث شده‌ام تا با بدی‌ها مبارزه نمایم و بشر را از پلیدی‌های پیدا و پنهان دور سازم؛

5ـ حق حیات؛ در شریعت من ارهاق نفس محترم، ممنوع و مجازات مرگ دارد؛

6ـ خیانت به مال یتیم حرام و اکل آتش است: دفاع از حق مالکیت؛

7ـ در آیین من کم فروشی حرام و عدالت اساس دین من است: عدالت مبنای تعیین و تبیین حقوق بشر است؛

8ـ تکلیف بیش از توانایی ممنوع است: اصل تناسب تکلیف و توانایی؛

9ـ رعایت عدالت در گفتار، اراده تشریعی الهی است: آزادی بیان و محدوده‌ی آن؛[28]

10ـ به عهد الهی پایبند باشید: مبنا بودن اصل وفای به عهد در زندگی انسانی.

تحولات حقوق بشر در تاریخ اسلام

 اسلام، بنیانگذار زندگی مسالمت‌آمیز ملت‌ها در کنار یکدیگر، دعوت به تعاون و رعایت حقوق انسان‌ها بوده است؛[29] تحولات عصر رسالت، تجلی انقلاب ارزشی، سیاسی، اجتماعی، اعتقادی و حقوقی در همه‌ی زمینه‌ها از جمله حقوق بشر بود.

 نگاه اسلام و رفتار پیامبر، به عنوان حاکم اسلامی، نسبت به انسان، فارغ از نژاد، جنس، زبان، رنگ، طبقه اجتماعی و عقیده، در تاریخ بشر بی‌سابقه بوده و هست. هم‌نشینی ساده و بی‌نشانه در حلقه یاران، همدم شدن با اقشار محروم اجتماعی، مبارزه عملی با نژادپرستی و تبعیض نژادی، انعقاد منشور مدینه با یهودیان و پذیرش آن‌ها در جامعه ملسلمانان، احترام به جنازه یهودی، پرهیز از امتیاز طلبی و ده‌ها خصلت برجسته انسانی، او را به الگوی عملی و حسنه تبدیل کرد.

سخنان جعفر بن ابی طالب سخنگوی مسلمانان مهاجر در حبشه که جلوه های از تعالیم حضرت محمد ص را نشان می‌دهد، خیلی زیبا است:«ما مردم نادان بودیم ، از مردار پرهیز نمی کردیم.... تا این که شخصی را خداوند از میان ما برانگیخت و مارا به توحید و یکتاپرستی دعوت کرد......ص55.  اندیشه پیامبر ص در زمینه حقوق بشر با تحرک و پویایی ادامه یافت و یاران آن حضرت هر کدام به

/ 0 نظر / 564 بازدید